شيخ حسين انصاريان

278

تفسير و شرح صحيفه سجاديه (فارسى)

كشته‌ايد و يا پسر خاله‌اش را و يا مردى از عشيره‌اش را ؛ پس بهتر اين است كه بازگرديد و او را به عرب بسپاريد ، چه اگر ساير طوائف عرب او را بكشند شما به مقصود خود نايل آمده‌ايد و اگر او بر عرب فايق آمد شما كارى كه مايهء كراهت و ندامتتان شود نكرده‌ايد . كلام عتبه به گوش ابوجهل رسيد ، او پر از خشم و غيظ شد و كينه‌هاى ديرينه‌اى را كه با مسلمين داشت يادآورى كرد . و همين معنى باعث شد كه همه بر قتال سپاه اسلام يكدل و يك جهت شوند . رسول خدا صلى الله عليه و آله وقتى كثرت عدد دشمنان و بسيارى نيروى آنان را ديد به ميان ياران آمد و با سخنان گرم و دلنشين خود روحيهء آنان را تقويت كرده و به تنظيم صفوف ايشان پرداخت و دستور داد قبل از آن كه وى فرمان دهد حمله نكنند و فرمود : چنانچه دشمن را محاصره كرديد با تير به ايشان حمله كنيد . آنگاه به عريش خود يعنى سايبان بازگشت در حالى كه از سرانجام كار ياران نگران بود ، در آن جا به درگاه خداى سبحان ملتجى گشته و از اودرخواست پيروزى و تنجيز وعده مىنمود و تضرّع و زارى همى كرد و گفت : بارالها ! اين قريش متكبّر و متعصّب است كه همواره با تو مخالفت و دشمنى مىورزيد و فرستاده‌ات را تكذيب مىكرد ، اينك روى آورده تا با پيغمبرت بجنگد . پروردگارا ! آن نصرت كه مرا بدان وعده فرمودى بفرست . بارالها ! اگر امروز اين گروه كه با من هستند كشته شوند ديگر كسى تو را پرستش نخواهد كرد . رسول خدا صلى الله عليه و آله همچنان دعا همى مىكرد و رو به قبله دست به دعا بلند داشت تا ردايش از شانه‌اش بيفتاد و آن قدر ادامه داد تا خواب او را گرفت ، در عالم رؤيا يارى خدا را به چشم ديد و نيز به حالت وحى درآمد و اين آيه بر وى نازل شد : يا أيُّهَا النَّبِىُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ عَلَى الْقِتالِ إنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ